هوایت که به سرم می زند دیگر در هیچ هوایی، نمی توانم نفس بکشم! عجب نفس گیر است هوای بــی تــــــــــــــو!
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
به آینه نگاه می کنم بیست و پنج بار عکس خودم را قد می کشم! و به اندازه ی بیست و پنج سال کوچکتر می شوم! گریه ام می گیرد،گریه می کنم! بزرگ که می شوم بغض تمام گریه هایم را می خورد.... چقدر زود بزرگ شدم....
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
امروز... من با همه تنهایی خود به یاد آن همه خاطره ها می نویسم.. به یادت هستم و شاید روزی... غرق در تنهایی خود بنویسم.. من به یادت مردم...
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
گاهى ... دلتrdquo;به راهrdquo; نیست!! ولى سر به راهى ... خودت را میزنى به ldquo;آن راهrdquo; و میروى... و همه، چه خوش باورانه فکر ميكنند.. که تــو.. ldquo;روبراهىrdquo;....
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
گاهی حتی با دلتنگیات هم لجبازی میکنی تمام ثانیه هایت هم که تنگ شود هی میگویی الان است که نگرانم شود دیگر باید سراغم را بگیرد گاهی دلت میخواهد دلش را به شور بندازی و به شوق بیایی از این همه خواستن گاهی ...... گاهی ...... گاهی ......
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
ﺑﺎﯾﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﺭﻓﺖ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ.. ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻟﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﺪﻣﻬﺎﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﻮد. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺍﻣﺸﺖ.. ﺩﻕ ﮐﻨﺪ، ﺍﯾﻦ ﺳﺰﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ...
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
گاهی اوقات حسرت تکرار یک لحظه دیوانه کننده ترین حس دنیاست...
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
بعضی آدمھاغریبه بودند آشناشدند..عادت شدند..عشق شدند..روزگارشدند.. خسته شدند..بی وفاشدند..دورشدند..بیگانه شدند..و فراموش ھم می شوند و دوبارہ غریبه می شوند...
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
ﺩﻟــــــــــــــــــﺖ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺖ، ﺳـــــــــــــــﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮ ﺑـــــــــــــﺎﻻ !.. ﺗﻼﻓﯽ ﻧﮑﻦ ، ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻧﺰﻥ ، ﺷﺮﻣﮕﯿﻦ ﻧﺒﺎﺵ. ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ؛ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ، ﮔﻮﺷﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺗﯿﺰ ﺍﺳﺖ .. ﻣﺒﺎﺩﺍ ﮐﻪ ﺩﻝ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻟﺪﺍﺭﺕ ﺑﻮﺩ ﺯﺧﻤﯽ ﮐﻨﯽ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﮐﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﺷﺎﺩﯾﺶ، ﺁﺭﺯﻭﯾﺖ ﺑﻮﺩ... ﺻﺒﻮﺭ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺳﺎﮐﺖ. ﺑﻐﻀﺖ ﺭﺍ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﮐﻦ،ﺭﻧﺠﺖ ﺭﺍ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺗﺮ !.. زمين گرد است !!!!........
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
تلخ میگذرد این روزها !
که قرار است از تو ...
که آرام جانمی برای دلم یک رهگذر معمولی بسازم...
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
استخوان هایم را به دانشمندان بسپارید ...
شاید بفهمند نه یخبندانی بود نه بیماری مهلکی !
من از دوری تو منقرض شدم ...
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
حالا که رفته اَم هر روز پشت پنجره می ایستی به
<< شاید دوباره برگردد! >>
فکر می کنی. چه فایده! هیچ کس حتی به اشتباه ...
دو بار به کوچه ی بُن بست نمی رود!
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
لذت دنیا
داشتن کسی است
که دوست داشتنش
حواسی برای آدم نمی گذارد .
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی


برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی


برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
آهای کافه چی!!
از ما که گذشت...
اما هر که تنها آمد اینجا ،
نپرس چه میل داری؟! تلخ ترین قهوه ی دنیا را برایش بریز!
آدمهای تنها...
مِزاج شان به تلخی ها عادت دارد . . .!
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی


برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی


برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
تو برو ، من هم برای اینکه راحت بروی میگویم : باشد ، برو خیالی نیست ...
اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست !
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
غمگینم همانند پرنده ای که به دانه های روی تله خیره شده و به این فکر میکند که چگونه بمیرد ؟
گرسنه و آزاد یا سیر و اسیر ...
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی